خرید بک لینک
ترانه ي اين روزهاي منه ... محصول مشترك ويگن و دلكش، خيلي هم عالي كي ميگه پاييز از مهر شروع مي شه؟ به نظرم از اواسط مرداد شروع شده فقط خواستن يه نظمي به ماه ها بدن و سه تا سه تا به صف !!! لامصب چه گرب

برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 21:26

عنوان مربوط به فيلميه كه تو كودكي ديده بودم كه خانومه هر وقت دچار غصه ي بزرگي مي شد آهِ عميقي مي كشيد و فرشته اي اونو وارد زندگي اي مي كرد كه آرزوشو داشت و متصور بود هيچ غم و غصه اي توش نيست ... اما

برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 21:26

هنوز كودكانه و ساده لوحانه فكر مي كنم عشق واقعي وجود داره شايدم دوست دارم اينطوري فكر كنم!

به همين دليل هر فيلم يا اثري كه كوچكترين ردي از اين واقعه ي بزرگ داشته باشه رو دنبال مي كنم.

سريال بررسی از مرجع ممنوعه طبق کپی رایت هم، هر چند ضعيف يا مبتذل يا هر چي ... دوست دارم. چون توش عاشق شدن وجود داره!!!

باهاشون مي خندم، سيگار مي كشم و حتي يهويي قلبم تند مي زنه چون طرف تو فيلم عاشق شده...

دختر كوچولوي ساده انگاري ام ... مي ترسم آخرش سيگاري بشم اينقدر كه دوست دارم... بگذريم مثل هميشه.

برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 21:26

نمي دونم درست نوشتم يا نه ولي هميشه برداشتم از عبارت بالا اين بوده كه خدايا دستت درد نكنه منتت رو هم دارم! حالا برداشت من اينه ها ، شايد يا احتمالا غلط هم باشه. به درجهاي از عرفان و خونسردي و بي خيال

برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 21:26

متنِ زير مربوط به يكي از بررسی از مرجع نوشته طبق کپی رایت هاي مهر ٩٦ هست و هنوز به شدت بهش معتقدم... به خدا قسم

كه دريدگي و زدن هر حرفي افتخار نيست ...

همه ي دنيا حاضرجوابي و متلك تو آستين كسي كردن نيست.

وقتي از دورِ باطلي كه توشي بياي بيرون بررسی از مرجع حتماً طبق کپی رایت مي توني زيبايي

آفتاب پاييز و هواي سردشو و خيلي چيزهاي ديگه رو ببيني و حس كني.

خوب زندگي كن و يه ذره هم يادِ بچه هات بده، گناه دارن به خدا!!!

برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 21:26

از هر دفعه عصباني تر و دلشكسته ترم، حدود ٤ تا پست ثبت موقتي دارم و هزاران حرف كه مي ريزم لابهلاي خطوط سفيد و نامرئي اينجا تا شايد آرومتر بشم. عطرهام تموم شدن و ٢-٣ دفعه اي هست بدون عطر مي رم بيرون و

برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 21:26

چه حس خوبيه، اين همه بارون ... درختاي نارنجي ...

فقط حيف كه به خاطر يه سري موشكلاتِ مغز نخودي ها نمي ريم سفر ...

امروز براي اولين بار جوجه رو برديم آرايشگاه، يك طره اش رو هم ازشون يادگاري گرفتيم

جمعه هم تولد بگيرم براش با يه هفته تاخير. فردا هم چكاپ دندوناشه، هم چكاپ گوارشش

واكسن زده و تر تميز ه، هنوز چشم پزشكيش مونده. نسكافه هم پشت پنجره خوردم كه يه وقت

بد نباشه بارون اومده و نوشيدني داغ پشت پنجره نخورده باشم ...

برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 21:26

صفحه بندی